دریغ از یک چهار پایه


خرید در کاناداسلام عرض می کنم

مطلب علیرضا خان را در مورد اصطلاحات رایج در سوپر مارکتها [لینک] خواندم برای من هم جالب بود چون شخصا به خرید یا به قولی shoppingخیلی علاقه دارم ( که چه علاقه بدی هم هست ) و در این گشت های فروشگاهی به چند مورد جالب برخورد کرده ام که برایتان می نویسم .

در تمام این فروشگاههای بزرگ چند هزار متر مربعی یک صندلی پیدا نمی شود که کارمندان و فروشندگان یا حتی صندوقدار ها که مجبورند یک جا بایستند  بگذارند و روی آن بنشینند . البته در قسمت مبلمان منزل صندلی و مبل فراوان است و مشتری های خسته می توانند بنشینند  روی آنها هم روی آنها هم یادداشت نگذاشته اند  “لطفا دست نزنید ” لطفا ننشینید” و نوشته های دیگر که همه با انواع آن آشنا هستید . بله مشتری می نشیند اما فروشندگان خسته خیر. آنها مجاز نیستند بنشینند و تمام مدت سر پا هستند و مشغول کار . نمی دانم این بی انصافی است یا نه ؟

اگر شما فروشگاهی را  پاتوغ قرار دادید و همیشه برای وقت گذرانی به آنجا رفتید و چرخ زدید و خیل جمعیت در حال خرید را دید زدید افرادی را با لباس فرم فروشگاه در کنار صندوقها می بینید که در کیسه کردن خریدهای مشتریان به آنها کمک میکنند این (معمولا) خانمها غیراز کار  و وظیفه اصلی شان آنجا هم به مشتریان سرویس می دهند . و بیشتر از همه ی کارمندان رئیس فروشگاه یا manager آن شیفت است که مشغول است و بدو بدو می کند که شاید او هم صندلی نداشته باشد . چند وقت پیش رفتم و یک میز و دو تا صندلی از فروشگاه Super Store خریدم رئیس فروشگاه خودش برایم آورد در ماشین گذاشت . نه با فیس و افاده های آشنا برای همه مان که به عنوان وظیفه .  تازه بعد از پایان ساعت کار فروشگاه و شروع نظافت  در بسیاری از فروشگاهها مسئولیت “تی” کشیدن کف فروشگاه به عهده جناب رئیس است و مرتب کردن  قفسه هاوظیفه کارمندان است. شستن توالتها هم نوبتی است بین کارمندان و جناب رئیس . گفتم مرتب کردن اجناس در قفسه ها این با پر کردن قفسه ها و رگالهای لباس با پر کردن و چیدن اقلام تازه فرق میکند  مرتب کردن  یا Refreshing برای این است که مشتری جنسی را انتخاب میکند و در چرخ می گذارد اما در آخر از خرید آن به هر دلیلی پشیمان میشود جنس را  در یک جایی میگذارد و میرود در نتیجه در آخر کار روزانه کلی از اجناس ریز و درشت جا به جا شده اند که باید دوباره سر جایشان قرار داده شوند . البته کارهای بعد از تعطیلی فروشگاه ها در بسیاری از آنها جزء ساعت کار محسوب نمی شود و کارکنان پولی هم دریافت نمی کنند .

موضوع دیگر خوشرویی فروشندگان است که هر وقت از کنار شما رد می شوند سلام میکنند و وقتی هم شما سوالی داشته باشید با چه دقتی به شما جواب می دهند و شما را راهنمایی میکنند حتی اگر طرف نوه  ۵ ساله بنده باشد و سراغ قسمت اسباب بازی را بگیرد  کاری ندارند که او ( البته والدینش ) میخرند یا نه با دقت راهنماییش می کنند و هر چه بخواهد در اختیارش قرار می دهند . بیشتر پدر و مادر ها هم که برای جلوگیری از مزاحمت بچه ها اول وارد قسمت اسباب بازی ها می شوند و یکی دو تا دست بچه می دهند که او مشغول باشد و در آخر آنها را در یک قفسه حتی مثلا کنار ماکارونی و سس میگذارند و خدا حافظ .  یک فروشگاه زنجیره ای اسباب بازی  و وسایل مورد نیاز بچه ها هست به اسم toys  R us که در سر درش R آنرا هم پشت رو نوشته اند از این فروشگاه هیچ نگو که من عاشقش هستم. بچه ها آزادی مطلق دارند که هر اسباب بازی  ور بروند و بازی کنند. از دوچرخه سواری و سرسره بازی تا ماشین های کنترل از راه دور که مرا به دنیای کودکی( که از این جور چیز ها نبود ) می برد و من هم  از شما چه پنهان مشغول می شوم .از چیزهای جالب این فروشگاه اینست که چون بچه کوچک هم زیاد است و احتیاج به تعویض پوشک پیدا می شود در توالتها محل عوض کردن بجه پیش بینی شده و تعدادی هم پوشک  پمپرز در سایز های مختلف که مجانی است (البته این را برایم تعریف کرده اند من که بچه کوچک ندارم ) بالاخره دنیایی ست این فروشگاه که نگو . فروشگاه دیگری  هست که غذا برای حیوانات مخصوصا سگ و گربه می فروشد من هر وقت به تورنتو میروم دوسه  بار هم به آنجا میروم چون هم نزدیک محل اقامتم هست و هم در انتهای فروشگاه چطور بگویم یک مهد کودک توله سگها هست که صاحبانشان آنها را آنجا می گذارند و سر کارو اداره  خودشان میروند این قسمت با یک دیوار شیشه ای از فروشگاه جدا شده و واقعا تماشایی است با پرستارهای یونیفورم پوشیده  و ماسک مقابل دهان .

فروشگاه زنجیره ای عظیم Walmart که در چین هم شعبه دارد به نوعی کارمندانش را سهامدار کرده و در نتیجه بیشتر از آنها کار میکشد. این فروشگاه به معنای واقعی یک غول اقتصادی است و رقم مبادله پول و کالایش از بزرگترین ارقام در جهان ست .  مدیران تراز اول این فروشگاه در سفرهای کاری مجاز نیستند در هتلهای لوکس و اتاقهای یک تختخوابه استفاده کنند. آنها برای صرفه جویی در مخارج با کلاس ارزان هواپیما سفر میکنند و در رستورانهای معمولی باید غذا بخورند. این را هم نمی دانم اگر میزبانی داشته باشند و او بخواهد خرجشان بدهد چکار خواهند کرد .

مثل این که فرمان از دستم در رفت و به بیراهه زدم  و از مسیر خارج شدم. ببخشید.  اما داستان فروشگاهها دنباله دار است . نمی دانم کتاب قدیمی جعفر خان در نیویورک را خوانده اید یا نه ( حدود پنجاه شصت سال قبل چاپ شده ) بنده ی جعفر خان مانند همان داستانها دارم که برایتان تعریف خواهم کرد. هر چه باشد در کنار مطالب جدی علیرضا خان  تنوعی ست  همیشه شاد و همیشه خوش باشید

مرحمت شما زیاد
داریوش شامبیاتی


حقوق قانونی و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

بالاترین: Balatarin

دنباله

Share

, , ,

Comments are closed.