ز مثل زلر


فروشگاه های کاناداییوقتی پای انگلیسی حرف زدن می رسد، یکی از افتخارات ما ایرانی ها این است که “ما لهجه نداریم”!! باور کنید یا نه ایرانیان عزیز ساکن کانادا ساعت ها به تمسخر لهجه چینی ها و کره ای ها و کلمبیایی ها و غیره و غیره می پردازند که ای بابا اصلا نمی شود حرف این ها را فهمید. بعضی ها حتی پا را از این هم فراتر می گذارند و می گویند: “بابا اصلا این آمریکایی ها معلوم نیست چی چی می گویند!! فی فی جان، دیروز لب مرز یارو آفیسره سه بار جمله ش رو تکرار کرد تا بالاخره ما فهمیدیم حرف حسابش چیه”!!

گاه تا جایی پیش می رویم که فراموش می کنیم، کاناداییه و آمریکاییه زبان مادری شان انگلیسی است.

حقیقت امر را بخواهید مساله از دیدگاه خود کانادایی ها و آمریکایی ها کمی متفاوت است و من اینجا بیشتر از ناحیه کانادایی ها می گویم چون با آنها بیشتر نشست و برخاست داشته ام. ما هم مثل سایر اقلیت ها لهجه داریم و لهجه ما در حدی است که گاه اصلا نمی فهمند ما چه می گوییم. بعضی اوقات باید یک جمله را چند بار تکرار کنیم تا آنها متوجه شوند (عطف به پاراگراف اول) و گاه اصلا هر چه قدر هم تکرار کنیم متوجه نمی شوند و بی خیال از اصل ماجرا می گذرند. قبل از اینکه صدای “ایرانی مرکز های عزیز” دربیاید باید عرض کنم که لهجه ما الحق نسبت به خیلی اقلیت های دیگر واضح تر است. بعضی اقلیت ها مشکلات اساسی در نحوه بیان حروف و کلمات دارند. بعض ها شین را سین می گویند و سین را شین یا بهتر است بگویم Sh را S می گویند و S را Sh. بعضی ها اصلا نمی توانند R را تلفظ کنند و امثال آن. خلاصه اینکه اگر آمار بگیریم شاید درصد وضوح حرف زدن ما نسبت به خیلی های دیگر بهتر باشد. اما این به معنای این نیست که ما لهجه نداریم. ما هم لهجه داریم و خوبش را هم داریم.

مشکل انگلیسی حرف زدن ما فقط به لهجه ختم نمی شود. ما دچار بعضی اشتباهات دیگر هم می شویم و برای آنها که مثل من نسل اول مهاجر هستند کمبود دایره لغوی و همین طور ندانستن بسیاری از اصطلاحات و الگوهای زبان، قوز بالاقوز است. اما این همه مقدمه را چیدم که چند مورد از اشتباهاتی که ما مرتکب می شویم را در اینجا ذکر کنم. بعضی از آنها را همه می دانند ولی گفتنشان خارج از لطف نیست.

  • اضافه کردن کسره به ابتدای کلماتی که با دو حرف صامت شروع می شوند. مثلا Student را می گوییم اِستیودنت
  • عدم تلفظ صحیح حرف W
  • عدم تلفظ صحیح TH
  • حرف R را مثل “ر” تلفظ می کنیم (یعنی زبان را پشت دندان های فوقانی می لرزانیم)
  • خیلی صاف و به قول اینها Flat حرف می زنیم، یعنی صدایمان را بالا و پایین نمی بریم. این شاید مهم ترین ویژگی انگلیسی حرف زدن ما باشد.
  • بعضی کلمات انگلیسی یا فرانسوی را که در زبان فارسی به کار می روند به همان شکل در انگلیسی تلفظ می کنیم که غلط است. مثلا خود من اوایل Archive (بخوانید آرکایو) را می گفتم آرشیو که در یک جلسه سخنرانی موجب انبساط خاطر حضار شد.
  • بعضی اوقات با کش دادن آخر جملات خبری آنها را ناخواسته به جملات سوالی تبدیل می کنیم که موجب گیج شدن طرف مقابل می شود که آیا بالاخره ما داریم سوال می پرسیم یا خبر می دهیم.

همه این ها به کنار یک مساله ای که تقریبا در مورد همه ایرانی ها صدق می کند این است که ما حرف “ز” آخر یک سری کلمات را تلفظ نمی کنیم. بگذارید توضیح بدهم. در اینجا مرسوم است که در انتهای نام بسیاری از فروشگاه ها یک حرف S (با آپستروف یا بدون آپستروف Apostrophe) که “ز” تلفظ می شود قرار می دهند؛ مثل Tim Hortons که باید بگوییم تیم هورتونز ولی تقریبا بلا استثنا می گوییم تیم هورتون یا Zellers که می گوییم زلر، یا Sears که می خوانیم “سیر”، یا هزار و یک نام مشابه. البته چون این حرف S یا بهتر بگویم “ز” یک جورهایی پس کله مان از نام این فروشگاه ها جداست وقتی سعی می کنیم به تلفظ صحیح دقت کنیم می افتیم آن طرف خط و مثلاWal Mart را می گوییم والمارتز!!

من در پایان لازم است چند نکته مهم را صراحتاً عرض کنم (قبل از سرازیر شدن ایمیل ها و پیام ها):

  • من زبان شناس نیستم و این مطلب را هم از زاویه دید یک زبان شناس ننوشته ام. این ها اشاره ایست به تجربیات شخصی من در این قریب نه سالی که از ایران عزیزم دورم.
  • داشتن لهجه هیچ اشکالی ندارد. این ها خودشان می گویند Your accent is your asset یعنی لهجه شما دارایی شماست. در واقع لهجه هویت افراد را تعریف می کند و خودش برای خیلی ها امتیاز است. مثلا وقتی یک پزشک حرفه ای ایرانی با آن لهجه شیرین فارسی!! (خدایی اش تا حالا چند بار شنیده بودید لهجه شیرین فارسی؟؟) در یکی از برنامه های جدی CBC (صدا و سیمای کانادا) درباره یک مساله مهم علمی اظهار نظر می کند، فقط ما نیستیم که کیف می کنیم. بقیه هم نگاه می کنند و می گویند نگاه کن این پزشک ایرانی چقدر اطلاعات دارد. حالا اگر این آقای دکتر ما لهجه نداشت از کجا می فهمیدند ایرانی است (البته به فرض اینکه مثل خیلی از ماها ابروهای پاچه بزی نداشته باشد یا موهای سینه اش از زیر کراواتش نزده باشد بیرون!!).
  • ما در کانادا یک چیز را یاد گرفته ایم (امیدوارم) که انسان ها و فرهنگ ها متفاوتند ولی لزوماً غلط نیستند. در اینجا یاد گرفته ایم که به ترک و هندی و پاکستانی و عرب و کانادایی و غیره و غیره به یک چشم نگاه کنیم و آنها را تنها از دریچه انسانیت و توانمندی هایشان ببینیم. بنابراین مسایلی مثل طرز حرف زدن و لهجه اهمیتشان کمتر از این حرف هاست.
  • عیب نبودن “لهجه داشتن” به معنای این نیست که از تلاش برای درست انگلیسی حرف زدن و تلفظ صحیح کلمات پرهیز کنیم.

در پایان امیدوارم این نوشته دل کسی را نیازرده باشد. اگر آزرده پیشاپیش عذر می خواهم.

علیرضا پارسای

نوشته های مرتبط:

دنباله

جدیدترین نظرسنجی

حقوق قانونی و سلب مسوولیت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”


Share

, , ,

Comments are closed.