لطفاً به کانادا مهاجرت نکنید


به کانادا نیاییدنوشته ای را که مطالعه می کنید، یک درد دل صادقانه است از زبان ایرانیانی که در اینجا زندگی آرامشان را دارند و آنها که در صف طولانی مهاجرت به کانادا با دلهره از آینده خود به انتظار نشسته اند. دوستی امروز برای من پیامی گذاشته اند و به دو وبلاگ اشاره کرده اند که اینها سراسر منفی نویسی درباره کاناداست و اگر اینها صحت دارد ما از چه رو باید به کانادا بیاییم و به جمع شما بیچارگان بپیوندیم (یا یک چیزی توی این مایه ها). هدف من نقد این گونه وبلاگ ها و نوشته ها نیست. چرا که از یک سو فرصت مطالعه آنها را ندارم (و در نتیجه قادر به نقد نیستم) و از سوی دیگر آزادی بیان به همه اجازه می دهد که نظر خودشان را ابراز کنند و تا زمانی که این نگارش ها به افترا و تهمت به دیگران و یا قلب صریح واقعیت منجر نشود هیچ اشکالی ندارد. بحث من این است که اگر در میان عزیزان، کسی هست که در مورد مهاجرت به کانادا شک دارد، فکر می کند که با آمدن به کانادا زندگی خودش یا خانواده اش را به خطر می اندازد، از زندگی در مکانی با فرهنگی متفاوت، مواد غذایی متفاوت، آداب و رسوم متفاوت، زبان متفاوت، آب و هوای متفاوت، ابا دارد، یا نمی تواند دوری از خانواده و عزیزانش را تحمل کند، در آن صورت فقط و فقط باید یک راه پیشه کند: “پرهیز یا انصراف از مهاجرت به کانادا”.

مهاجرت به کانادا مربوط به آدم موفق و ناموفق نیست. مربوط به آدم مشکل دار و بی مشکل نیست. مربوط به آدم س.ی.ا.س.ی و غیر س.ی.ا.س.ی نیست. مربوط به آدم تغییر د.ی.ن داده و تغییر نداده نیست. مهاجرت مربوط به کسی است که به هر دلیلی که برای خودش محترم است به این نتیجه رسیده که اهدافش در کانادا بهتر از محل زندگی فعلی اش تأمین می شود. حالا این اهداف چیست، به من و شما ارتباطی ندارد. من هزاران مهاجر کانادا را می شناسم که با هزاران انگیزه مختلف به کانادا مهاجرت کرده اند که انگیزه بیشتر آنها در جای خودش محترم است. اگر شما در اینکه کانادا محل رسیدن شما به اهدافتان است شک دارید “لطفا به کانادا مهاجرت نکنید”. من از شما عزیزان، تمنا می کنم، استدعا می کنم، خواهش می کنم، به کانادا مهاجرت نکنید!

خدا نگذرد از کسانی که شما افراد شکاک را متقاعد می کنند برای کانادا اقدام کنید. شما شکاکان صف طولانی مهاجرت را طولانی تر می کنید. اداره مهاجرت را وادار می کنید شرایط مهاجرت را سخت تر کند و صدها هزار آدم علاقه مند را از مهاجرت به کانادا بیاندازد. بعد هم که اینجا می آیید از کرده خودتان پشیمان می شوید و به زمین و زمان الفاظ رکیک روانه می کنید که مرا گول زدند به این جهنم آوردند. عزیز من! شکاک من! دوست من! این فرم های لامذهب را پر نکن. پای آن ورقه را امضا نکن. مدارکت را به آن آدرس کذائی نفرست. گول آن وکیل لامروت را نخور. به حرف های مثبت نویسان گوش نکن. دینت را خراب نکن. دنیایت را به باد نده. نیا! نیا! نیا!

وقتی سال  ۲۰۰۸ وزیر کم شعور مهاجرت آقای جیسون کنی با خوشحالی از راهروهای پارلمان بیرون آمد و گفت حلش کردم، همه فکر می کردند که سیاهی انتظار در صف مهاجرت به پایان رسید. اما چه شد؟ با این همه بگیر و ببند و حذف در مرحله اول و حذف در مرحله دوم، امروز باز نامه از طرف سفارت می آید که ما پرونده شما را تا یک سال دیگر هم باز نخواهیم کرد. همان شد و همان! اگر شما عزیز با شعور شکاک من که وبلاگ های عاقلان را مطالعه می کنید، کمی به حرف های آنها گوش کنی اسمت را به این لیست طولانی اضافه نمی کنی که طولانی تر شود. آن وقت این فهرست آن قدر کوتاه می شود که احمق هایی مثل من که امروز در این زمهریر زندگی می کنند زودتر به معبد دنیایی شان برسند و این همه رنج را تحمل نکنند. عزیزان من نیایید. تو را به خدا نیایید! باور بفرمایید این را از صمیم قلب می گویم. اگر عمری باشد شاید حتی برای کسانی که این شجاعت عدم اقدام را داشته باشند انجمنی، گروهی، چیزی، تشکیل دادم و با نقل و شیرینی ازشان پذیرایی کردم.

لطفاً به کانادا مهاجرت نکنید! پیشاپیش از همکاری شما متشکریم.

نکته: همان طور که در سطر اول نوشته هم آمده است، این نوشته صرفا یک درد دل است و بنده نه تمایل دارم، نه اجازه دارم و نه جسارت می کنم برای کسی تعیین تکلیف کنم یا خدای نکرده دستور بدهم. هر کسی مختار است به هر شکلی که صلاح خودش می داند عمل کند و هیچ کس هم وقتی پای مهاجرت به کانادا پیش می آید حق دخالت ندارد (بجز اداره مهاجرت و عواملش، نماینده قانونی آن فرد و سازمان ها یا افرادی که طبق قانون، مجاز یا ملزم به دخالت هستند).

برای گوش دادن به پادکست این نوشته اینجا کلیک کنید

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

بالاترین: Balatarin

دنباله

کپی رایت و سلب مسؤولیت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share

, , , , , , , , ,

  1. #1 by داریوش on بهمن ۲۲, ۱۳۸۹ - ۷:۰۵ ق.ظ

    با سلام خدمت شما.
    واقعاً باید بگم که خسته نباشید بابت مطالب بسیار زیبا و آموزنده.
    راستش شما حرف دل بسیاری از عاشقان مهاجرت رو زدید. به قول شما الکی نباید اقدام به مهاجرت زد.
    جالب اینجاست که جمع کسیری از کسانی که قصد مهاجرت به کشوری مثل کانادا یا ایالات متحده رو دارند، مهمترین نیازمندی یعنی زبان انگلیسی رو در حد معمول هم نمی دونند.
    پس برادر من چرا الکی میری سفارت کانادا و شر درست میکنی. تا بعدش یه نفر مثل بنده باید هزارو یک راه رو امتحان کنه تا بتونه مهاجرت کنه؟
    به نظر بنده و با توجه به نوشته های نویسنده مطالب بالا باید بگم که این واقعاً ظلمه.
    هر کسی لیاقت زندگی در کشورهای استکباری!!! رو نداره.
    یا حق.

    • #2 by علیرضا پارسای on بهمن ۲۳, ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۵ ق.ظ

      موفق باشید داریوش خان

  2. #3 by arshina montazeri on دی ۱۶, ۱۳۸۹ - ۹:۲۸ ق.ظ

    سلام من منتطر هستم ولی شما به من جواب ندادید من سوزان ۳۰ ساله فوق لیسانس حسابداری از دانشگاه آزاد تهران مرکز با ۶ سال سابقه کار و ۱٫۵ سال تدریس در دانشگاه می خواستم بدونم آیا باید مدارکم رو برای کار پیدا کردن آپ دیت کنم چند سال گول می کشه آیا می تونم کار پیدا کنم لطفا جوابمو زود بدین ممنون از تهران

    • #4 by علیرضا پارسای on دی ۱۶, ۱۳۸۹ - ۵:۰۵ ب.ظ

      سلام سرکار خانم منتظری

      برای مسایل کاریابی لطفا سلسله مقالات کاریابی بنده را دنبال بفرمایید. بنده به همه رشته ها تخصص ندارم که بتوانم همین طور پاسخ بدهم.
      http://www.aparsai.ca/?page_id=4556

      موفق باشید

  3. #5 by سیامک on آبان ۱۹, ۱۳۸۹ - ۸:۴۳ ق.ظ

    سلام عزیز جان از این وب سایت جالب خیلی خوشم اومد همتون خسته نباشید
    دوست من می خواستم اگه براتون امکان داره بفرمایید که من جوشکاری پایه ۲ از فنی و حرفه ای دارم و سه سال سابقه کار مرتبط ولی بدون مدرک و بیمه دارم ولی ان شرکتی که براش کار کردم گواهی اشتغال به من می ده ایا می تونم با این مدرک درخواست نیروی کار متخصص فدرال بدم یا نه
    می خواستم با خانوم که مدرک کمک بهیاری داره و سه سال سابقه کار در بیمارستان از طریق یک شرکت کاریابی رو داره و فرزندم به اونتاریو شهر نیومارکت که دایی خانومم درانجا زندگی می کنه مهاجرت کنیم سالیان سال است که از روش های مختلف جلو می رم و نمی شه همش قانون هاشون عوض می شه

    • #6 by علیرضا پارسای on آبان ۱۹, ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۸ ق.ظ

      سلام سیامک خان

      به نظر می رسد که شما شرایط لازم را دارید ولی برای آنکه دقیق تر بررسی کنم لطف کنید فرم ارزیابی را پر کنید.
      http://www.aparsai.ca/?page_id=2550

      ارادتمند

  4. #7 by amiromona on شهریور ۶, ۱۳۸۹ - ۶:۲۶ ق.ظ

    شرمنده این موضوع فکر کنم خیلی صحبت شده باشه تو وبلاگای دوستان این نظر رو جای دیگه هم گذاشتم ولی لازم دیدیم من یه چیزی اینجا به پست عالیت اضافه کنم (البته خودت تمام و کمال نوشتی)
    اقا این دانشگاه که میگن جای خوبیه؟؟؟؟
    من شنیدم خیلی ها رفتن توش عمرشونو تلف کردن مشروط شدن این همه هزینه کردن تهشم باز رفتن تو بازار کار آزاد میکنن
    من شک دارم برم دانشگاه یا نه!!؟ من میخوام برم بازار کار کنم!!! کار واسه دکتر مهندسها پیدا نمیشه این همه درس خوندن مردم بازم بیکارن!! اخه خوب برادر من خواهر من این کانادا رفتن هم یه چیزیه مثل همین دانشگاه رفتن منتهی یکم بزرگتر و مهمتر
    مثل همین دانشگاه رفتن که تهش معلوم نیست موفق میشی یا نه
    مگه ما تو دنیا نسخه موفقیت داریم آقا کپسول هگزامترفان (اسم من دراوردیه ها نرید داروخونه نیستش ناصر خسرو هم ندارن) بخر بخور بعد ۳ ماه میشی بیل گیتز
    خوب شرایط با شرایط زمین تا اسمون فرق میکنه
    ببخشید یکم طولانی شد!!! ولی باید بچه ها بدونن چرا میرن!!!

    • #8 by علیرضا پارسای on شهریور ۶, ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۹ ق.ظ

      مرسی بامزه بود.

  5. #9 by hamid reza on شهریور ۴, ۱۳۸۹ - ۳:۲۲ ق.ظ

    علیرضا خان حالا که صحبت از ونکور شد نمی خواهید اطلاعات بیشتری از این شهر رویایی به ما بدهید ؟
    البته منظورم از بابت زندگی است چون دوستی در آنجا دارم که علاوه بر این که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیست الان ۱۰ ماهه به راحتی داره اونجا زندگی میکنه و می گوید که از نظر مسکن تفاوت ها قابل لمس است شما در این مورد ها مطلب نمی گذارید ؟

    • #10 by علیرضا پارسای on شهریور ۴, ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۳ ب.ظ

      سلام حمیدرضا خان

      والا اگر فرصت بشود به روی چشم. هر روز یک مطلب جدید می نویسم و حداقل تقاضای ۵ الی ۱۰ مطلب جدید دریافت می کنم.

      ارادتمند

      • #11 by hamid reza on شهریور ۵, ۱۳۸۹ - ۵:۵۷ ق.ظ

        محبت میکنید یعنی اگر پام به کانادا برسه خودم برای دست ب.سی میام پیشتون .

        • #12 by علیرضا پارسای on شهریور ۵, ۱۳۸۹ - ۸:۵۶ ق.ظ

          تمنا می کنم حمیدرضا خان. شرمنده نفرمایید.

  6. #13 by ف on شهریور ۳, ۱۳۸۹ - ۲:۱۹ ب.ظ

    ایا میدانید ماهیانه برای حق بیمه در ونکور چقدر باید پرداخت؟اگر حقوق از حدی کمتر باشد نیز فرقی ندارد؟

    ۲-دانشجوها نیز این مبلغ را باید بدهند؟

    • #14 by علیرضا پارسای on شهریور ۳, ۱۳۸۹ - ۴:۲۵ ب.ظ

      همه باید این مبلغ را بپردازند. مقدار آن بستگی به تعداد نفرات خانواده دارد و در حال حاضر برای یک نفر ۵۷ دلار در ماه و برای یک خانواده سه نفری ۱۰۳ دلار در ماه است. اگر کسی مشکل مالی داشته باشد مساعدت می کنند ولی بیشتر افراد ملزم به پرداخت این مبالغ هستند.

  7. #15 by ف on شهریور ۳, ۱۳۸۹ - ۵:۰۵ ق.ظ

    ببخشید اگر مربز به موضوع نیست:

    سیستم درمانی عمومی در ونکوور و تورنتو مجانی است؟

    ۲-اگر مجانی نیست چه فرقی با امریکا دارد انوقت؟

    • #16 by علیرضا پارسای on شهریور ۳, ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۰ ق.ظ

      بله مجانی است. البته در ونکوور باید ماهیانه مبلغی را به عنوان حق بیمه بپردازید ولی وقتی به دکتر یا بیمارستان مراجعه می کنید هزینه ای نمی پردازید. در تورنتو حتی آن مبلغ ماهیانه را نمی پردازید فقط اگر درآمدتان از حدی بیشتر باشد، باید مالیات پزشکی بدهید.

  8. #17 by کیان on شهریور ۳, ۱۳۸۹ - ۱:۵۱ ق.ظ

    از اینکه متنم خیلی طولانی شد عذرخواهی می کنم .امیدوارم که شمارا هیچ وقت ناراحت و عصبانی نبینیم

    • #18 by علیرضا پارسای on شهریور ۳, ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۷ ق.ظ

      تمنا می کنم. نگران نباشید. اصلا عصبانی نیستم.

Comments are closed.