بنده اصل این مطلب را قبلا در وبلاگ “کاناداجون” منتشر کرده بودم. نظر به اینکه قصد داشتم نسخه انگلیسی این نوشته را در بخش انگلیسی وبلاگ منتشر کنم، تصمیم گرفتم با تغییرات اندکی مطلب را در اینجا هم بیاورم. در ضمن محض اطلاع برای اولین بار این نوشته را در جمع دوستانم در گروه Toasmasters ارائه کرده ام. بعدها درباره این گروه بیشتر توضیح خواهم داد.
این روزها با خراب شدن وضعیت اقتصادی همه به دنبال کمتر خرج کردن هستند. خانم های شهر ما چتم Chatham هم صد البته از این وضعیت مبرا نیستند. به همین دلیل تعدادی از این خانم ها دست به ابتکار جالبی زده اند که ترکیبی Post Modern فرا مدرن به وجود آورده است.
این خانم های چتمی Chathamite در سایت FaceBook گروهی را تشکیل داده اند به نام Chatham Mom Swap/Buy. اعضای این گروه علی الاصول خانم های چتمی و بیشتر بچه دارها هستند. عبارت Mom Swap/Buy را می توان به “مبادله یا خرید مامان!” ترجمه کرد ولی این گروه هیچ ارتباطی به مبادله یا خرید مادرهای چتمی ندارد (حداقل تا امروز!).
عضویت در این گروه فقط از طریق دعوت توسط سایر اعضا و تایید به وسیله مدیران گروه امکان پذیر است. در حال حاضر نزدیک ۲۶۰۰ نفر عضو این گروه هستند [لینک] (برای مشاهده لینک باید ابتدا وارد فیس بوک شوید).
هر کدام از اعضا که وسیله ای برای فروش یا تعویض داشته باشد، از طریق این گروه و معمولا با قرار دادن یک تصویر در مجموعه تصاویر گروه معرفی می کند. در زیر تصویر هم توضیحات بیشتری مثل قیمت مورد نظر و مشخصات آن وسیله داده می شود.
اگر سایر اعضا علاقه مند به آن وسیله باشند از طریق Facebook با فروشنده تماس می گیرند و در صورت رسیدن به توافق قراری با هم می گذارند و پول و وسیله را تبادل می کنند. در بعضی موارد هم ممکن است که مستقیما وسیله ای با وسیله دیگه معامله شود (به عبارت دیگه معامله پایاپای Bartering system).
جالب است بدانید که در این گروه، انواع لباس های نو و کهنه، حیوانات خانگی، وسایل آشپزخانه، کفش و جوراب و حتی بعضی وقتها قایق و خودرو برای فروش یا مبادله وجود دارد.
خلاصه این قضیه هم یک جور حرکت اقتصادی مثبت برای خانواده ها محسوب می شود. در کنار آن گروه “مبادله مامان!” کلی دوستی و صمیمیت بین خانمهای شهرمان برقرار کرده است. در ضمن یک نوع سرگرمی برای خانم هاست.
این گروه پا را هم از این فراتر گذاشته و گاه گداری در کارهای اجتماعی قدم هایی مثبت برمی دارد. برای مثال چند روز پیش منزل یکی از افراد ساکن چتم آتش گرفت و به طور کامل از بین رفت. اعضای گروه Chatham Mom Swap/Buy بلافاصله دست به کار شدند و برای این خانواده لباس و وسایل اولیه زندگی ارسال کردند. ناگفته نماند که این خانواده در نهایت از طریق بیمه همه خسارات را دریافت می کنند ولی این احساس مثبت که دیگران به فکر شما هستند، چیزی نیست که بتوان با پول و حمایت شرکت بیمه بدست آورد.
متن انگلیسی (ترجمه کلمه به کلمه نیست)
نصب رایگان تولبار “مهاجرت به کانادا”
پ.ن. به کمک دکمه زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان در Facebook، Twitter، لیست ایمیل هایتان و امثال آن به اشتراک بگذارید. پیشاپیش از کمک شما ممنونم.
#1 by مهران on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۲:۵۰ ب.ظ
سلام
از اینکه خیلی سریع و کامل جواب سوالات بیشمار من رو دادید واقعا قدردانی میکنم.
به امید دیدار
#2 by علیرضا پارسای on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۳:۳۱ ب.ظ
سلام مهران خان
تمنا می کنم. امیدوارم باز هم به بنده سر بزنین و وبلاگ رو هم تبلیغ کنین. خوشحال می شوم بقیه سوال هاتون رو هم جواب بدم.
موفق باشین
#3 by مهران on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۷ ق.ظ
سلام جناب پارسای
باز هم مزاحمتون شدم، چند تا سوال داشتم:
۱- در وبسایتتون خیلی دنبال “تماس یا من” گشتم اما چیزی پیدا نکردم اگر جایی هست بنده رو مطلع کنید که توی بخش کامنت ها مزاحم نشم.
۲- این واحد پول کانادا را با CDN هم نشون می دن اما من متوجه نشدم که N آخر مخفف چی هست اگر CD مخفف Canadian Dollar باشه!!
۳- اینکه مالیات توی کانادا ۱۴ درصد هست درسته؟؟؟ ۱۴ درصد چی؟ درآمد؟ آیا این شامل پولی که با خودمون در ابتدای ورود به کانادا بیاریم هم میشه؟ اگر برامون از ایران پول بفرستن چی؟؟
۴- با توجه به مطلبتون درباره دادگاه های مهربان کانادا، آیا این درست هست که اگر در زمینه مالیات کسی دروغ بگه ۲۰ سال زندانی میشه؟؟
به دنبال تماس با ما بودم، بخش درباره نویسنده رو خوندم، خواشتم بگم مدرستون سرجاش هست، ظاهرا با هم همسایه بودیم.
بازهم ممنون به خاطر فعالیتتون.
#4 by علیرضا پارسای on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۷ ق.ظ
سلام مهران خان
۱٫ بنده در حال حاضر از طریق ایمیل پاسخ گو نیستم. اگر لطف کنین و از همین طریق سوالاتتونن رو بپرسین خوشحال می شم در خدمتتون باشم.
۲٫ CDN توسط سازمان استاندارد جهانی تصویب شده. من دقیقا نمی دونم چرا اونها حرف N رو استفاده می کنن ولی چون ISO به این شکل مطرح کرده همه این طوری استفاده می کنن.
۳٫ خیر و خیر و خیر. در کانادا مالیات بردرآمد بستگی به درآمد سالیانه تون داره. برای یک نفر که درآمد متوسطی داره حدود ۳۰ درصد مالیات میشه ولی بسته به درآمدتون ممکنه اصلا مالیات ندین یا اینکه خیلی بیشتر از ۳۰ درصد بدین. پولی که هنگام مهاجرت میارین مالیات نداره، هرچقدر که باشه. اگر پولی که از ایران دریافت می کنین هدیه باشه، مثلا یک بار دریافت کنین و دیگه دریافت نکنین نیازی به پرداخت مالیات نیست ولی اگه درآمد باشه، مثل درآمد ناشی از اجاره خانه و امثال اون، اون وقت باید مالیات بدین.
۴٫ خیر. تخلفات مالیاتی معمولا جریمه نقدی داره، نه زندان. تخلفات مالیاتی وقتی به زندان میرسه که خیلی سنگین و در پی سالها تخلف باشه.
فرهاد رو می گین؟ بله خبرش رو کم و بیش دارم ولی خوب ما رو سال ۱۳۵۸ از اونجا انداختن بیرون. در ضمن قبل از انقلاب فرهاد سه راه ژاله یا همون هفده شهریور فعلی بود.
موفق باشین
#5 by sooski on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۷ ق.ظ
سلام آقای پارسای. من با اینکه بیش از ۱۱ ساله که ساکن ونکوور هستم و مطالب وبلاگتان از نظر آموزشی خیلی برام قابل استفاده نیست ولی مشتری پر و پا قرص وبلاگتون هستم. چون یکی از هموطنانی هستید که بسیار پویا و مثبت و درستکار و باصداقت هستید و ارزشهای واقعی زندگی در این مملکت رو به خوبی میدانید و آنها را هر روزه زندگی میکنید. چیزی که حداقل من (و شاید نه کسان دیگر) در میان جمعیت مهاجر اینجا کمتر سراغ دارم….
با احترام فراوان
–سوسکی
#6 by علیرضا پارسای on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۳ ق.ظ
سلام سوسکی عزیز
از نظر لطفتون به بنده ممنونم. امیدوارم همیشه خوش و خرم باشین.
#7 by مهرشاد on آبان ۲, ۱۳۸۸ - ۵:۲۵ ب.ظ
با سلام وب لاگ جالبی دارید من را در وب سایتتان اضافه کنید با تشکر
#8 by علیرضا پارسای on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۸ ق.ظ
مرسی که به بنده سر زدین. امرتون اطاعت شد.
#9 by ساناز on آبان ۲, ۱۳۸۸ - ۴:۵۶ ب.ظ
جالبه … ولی متاسفانه فکر می کنم خیلی طول بکشه همچین فرهنگی تو ایران جا بیفته کاش ما هم اقتصادی بودن را یاد بگیریم هر چند که جناب مهندس فکر کنم بعضی از دوستان بسیار مثبت اندیش!!!! این حرکت رو جور دیگه ای معنا می کنن.
#10 by علیرضا پارسای on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۱ ق.ظ
سلام ساناز خانم
ممنون از اینکه به بنده سر زدین. در مورد اون دوستان!!! هم نگران نباشین. بنده توی این سه سال و نیم هیچ وقت به خاطر اون دوستان!!! ننوشتم. هدف من این بوده که در خدمت عزیزان فارسی زبان و بخصوص ایرانی های عزیز باشم که هستم.
موفق باشین
#11 by رودابه on آبان ۲, ۱۳۸۸ - ۲:۳۳ ب.ظ
ای کاش همه جا همینطور بود البته می دونیم که جاهای کوچکر صمیمیت بیشتری نسبت به شهرهای بزرگتر دارند . ممنون از شما موفق باشید
#12 by علیرضا پارسای on آبان ۳, ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۴ ق.ظ
سلام رودابه خانم
بستگی به شهر بزرگش هم داره. مثلا من در ونکوور از میزان صمیمیت مردم متعجب شدم. مردم این قدر صمیمی بودند که احساس می کردم توی یک شهر کوچک قدم می زنم. حتی یک مورد من لپ تاپم را در یک ساندویچ فروشی جا گذاشتم. بغلی من نشسته بود تا من برگردم و لپ تاپ رو بردارم.
موفق باشین