جان سختان به کار اسباب کشی


زمستان کانادا و رودخانه یخ زدهدرباره سردی آب و هوای کانادا بارها و بارها نوشته ایم و نوشته اند. انواع مقالات و گزارش های تصویری و تفاسیر ادبی و عامیانه سر تا سر تارنمای فارسی زبان را پر کرده. یکی بد می گوید و یکی خوب! یکی می گوید چندان مهم نیست و یکی می گوید مرگ است! قابل تحمل نیست! می کشد! خلاصه اگر قصدتان این باشد از این میان تصویر درستی درباره این سرمای طاقت فرسای جان کاه به دست بیاورید، خدا قوت! بخت یارتان!

بد نیست برای مثال از همین وب نوشته های خودمان شروع کنید ببینم چیزی دستگیرتان می شود یا خیر!

در مطلب حاضر اما قصد دارم از زاویه دیگری مسأله را مطرح کنم. از زاویه بسیاری از آنها که در این سرما می مانند و با آن خو می گیرند یعنی بیش از ۳۰ میلیون از ساکنان کانادا که هر سال با سرمای زمستان دست و پنجه نرم می کنند. بدیهی است که هر کدام از این ساکنان دیدگاه خودشان را نسبت به این سرما دارند. بحث من این نیست. بحث من سازگاری مردم با این سرماست و اینکه زندگی عادی خودشان را با وجود سرمای سخت و گاه کشنده ادامه می دهند. از لباس های گرم مخصوص زمستان های اینجا که بگذریم و همین طور ساختمان هایی که برای این سرما عایق بندی و طراحی شده اند و خودروهایی که در این سرما با یک پیچش سوئیچ به کار می افتند یا مدارسی که تقریباً هیچ گاه به خاطر این سرما تعطیل نمی شوند (مگر در شرایط کاملاً استثنایی و آن هم در بعضی مناطق بسیار سرد) لازم است آدم ها را هم در نظر بگیریم. آدم های کانادا چه بخواهند و چه نخواهند  کم و بیش به این سرما خو گرفته اند.

بگذارید مثالی بزنم… چند روز پیش دوست عزیزی که اخیراً ساکن تورن هیل Thornhill یکی از مناطق شهر مارکام Markham مستقر در شمال تورنتو شده است قصد اسباب کشی به منزل جدید را داشت. اینجا بیشتر آدم ها خودشان اسباب کشی می کنند (مگر آنها که مثل ما هرچه آت و آشغال دستشان رسیده در خانه شان ریخته اند و اسباب کشی بدون شرکت های متخصص در اسباب کشی Moving Companies برایشان به هیچ وجه من الوجوه امکان پذیر نیست). برای آنها که خودشان دست به کار می شوند دو عنصراساسی مورد نیاز است: یک عدد وانت یا کامیونت و یک فوج داوطلب یا بهتر بگویم دوست عزیز!

بنده در جریان اسباب کشی اخیر، جزو عنصر شماره دو بودم تا به همراه صاحبخانه و یکی دیگر از دوستانمان دست به کار شویم. برای به دست آوردن عنصر اول به یکی از شرکت های کرایه خودرو مراجعه کردیم و  یک وانت بزرگ Truck اجاره نمودیم. موقعی که وانت را تحویل گرفتیم سطح شیشه آن پوشیده از برف و یخ بود. بلافاصله دست به کار شدیم و برف ها و یخ ها را پاک کردیم. یکی از دوستانمان گفت که امروز اعلام کرده اند دما به منهای هفده درجه می رسد ولی گویا آن قدر ها هم سرد نیست. بقیه گروه حرف ایشان را تأیید کردند. اینجا رسم است در خیلی از مراکز خرید یک دماسنج بزرگ رو به خیابان می گذارند. بعد از اینکه وانت را راه انداختیم اولین چیزی که توجهمان را جلب کرد یکی از این دماسنج ها بود و عدد روی آن، منهای ۱۵ درجه! هیچ کداممان باورمان نمی شد که هوا این قدر سرد باشد. القصه در همان هوا حدود سه ساعت گرسنه و تشنه بار کشیدیم و هیچ کداممان هم آخ نگفتیم. حتی من که مدتی بین بیرون و درون ساختمان تردد می کردم کاپشنم را درآوردم چون گرمم شده بود!! نمی دانم ما به محیط عادت کرده ایم و جان سخت شده ایم یا اینکه دارم این را می نویسم تا شما را گول بزنم به کانادا بیایید مثل ما بلرزید!! قضاوت با شماست…

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

دنباله

انجام کلیه خدمات مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share

, , , , , , , , , ,

Comments are closed.