قوای فدرال حاکم بر کانادا


قبلا در نوشته ای تحت عنوان “کمی درباره نظام سیاسی کانادا” در خصوص اجزای دولت کانادا و بخصوص طبقات این دولت (در سطح فدرال، استانی و شهرستانی) توضیح دادم. در مطلبی که پیش رو دارید قوای سه گانه حاکم بر کانادا را توضیح می دهم، این نوشته تنها به دولت فدرال می پردازد. در آینده درباره دولت های استانی و شهرستان ها هم خواهم نوشت. در ضمن اگر علاقه مند بودید به معادل انگلیسی اسامی هم دقت کنید. به قوای حاکم بر کانادا Government Branches می گویند. سه قوه بر دولت کانادا حاکم است.

  • قوه مجریه Executive Branch
  • قوه مقننه Legislative Branch
  • قوه قضائیه Judicial Branch

قوه مجریه Executive Branch

وظیفه قوه مجریه اداره کشور و اجرای قوانین است. این قوه در سه سطح فعالیت دارد. این سه سطح عبارتند از:

  1. بخش سلطنتی The Crown (ملکه Queen  ونماینده وی فرماندار کل Governor General)
  2. حزب حاکم Government Party و هیأت وزیران Cabinet
  3. بخش خدمات عمومی The Public Service
بخش سلطنتی

شخص ملکه حضوری سمبلیک دارد و گرچه عکس ملکه برروی سکه ها و اسکناس های کانادا نقش بسته و Head of State یا رئیس مملکت گفته می شود، عملا قدرت تصمیم گیری در امور کانادا را ندارد. به قول کانادایی ها ملکه یک Figurehead است که معادل فارسی آن “رئیس پوشالی” می شود. با این حال احترام وی در مراسم رسمی به جاست. هر چند وقت یک بار هم سری به کانادا می زند. موقعی که تابع کانادا می شوید باید وفاداری خودتان را به او اعلام کنید. وقتی هم از او یاد می کنند از عبارت Her Majesty یا چیزی شبیه به آن استفاده می شود.

فرماندار کل Governor General هم بیشتر یک Figurehead است. فرماندار کل برای یک دوره پنج ساله توسط نخست وزیر کانادا به ملکه معرفی می شود. از وظایف فرماندار کل می توان به موارد زیر اشاره کرد. تا جایی که من می دانم در تاریخ چند دهه گذشته کانادا موردی وجود ندارد که وی در مخالفت با نخست وزیر وقت اجرا نکند. به عبارت دیگر در عمل فرماندار کل همان کاری را انجام می دهد که نخست وزیر از وی می خواهد.

  • زیر لایحه های Bills مصوب مجلس را امضا می کند تا به قانون Law تبدیل شوند. به این عمل Royal Assent (تایید ملوکانه!) می گویند.
  • رسما به استقبال نمایندگان کشورهای خارجی می رود.
  • در آغاز هر فصل پارلمان پیام آغازین را قرائت می کند Speech from the Throne.
  • مروج افتخارات کانادا و آشنایی با این کشور است.
حزب حاکم

مهمترین چهره سیاسی کانادا نخست وزیر Prime Minister است. نخست وزیر، رئیس حزب حاکم و پرقدرت ترین شخصیت سیاسی است. وی ترکیب کابینه (هیأت وزیران) را تعیین می کند و درباره سیاست های اجرایی کشور تصمیم گیری می نماید. کابینه بسته به حدود اختیارات خود می تواند قوانینی را تصویب کند که در اصطلاح Regulations می گویند. در بقیه موارد هیأت وزیران قوانین مورد نظر خود را به صورت لایحه Bill در اختیار پارلمان Parliament قرار می دهد تا تصویب و در نهایت تبدیل به قانون Law شود.

وزرای کانادا Ministers در اصل نمایندگانی از مجلس پائین دست Parliament هستند که ریاست یکی از وزارت خانه ها Portfolios را نیز بر عهده گرفته اند. این وزرا به وسیله شخص نخست وزیر انتخاب می شوند و مردم یا پارلمان در انتخاب آنان دخالت مستقیم ندارند. معمولا نخست وزیر این افراد را از بین نمایندگان حزب خودش انتخاب می کند. در موارد نادر وی برای جلب رضایت احزاب مخالف از میان آنان نیز در کابینه خود افرادی را به کار می گمارد.

تمامی وزرا لازم است تصمیمات دولت را پشتیبانی کنند. به این اصل Cabinet Solidarity (همبستگی کابینه) می گویند. اگر وزیری چنین اصلی را دنبال نکند، باید از کابینه استعفا Resign دهد.

بخش خدمات

سازمان های دولتی متعددی در بخش قوه مجریه فعالیت می کنند که وظیفه آنها ارائه خدمات به مردم است.

قوه مقننه Legislature Branch

قوه مقننه کانادا از دو مجلس تشکیل شده است.

  • پارلمان House of Commons یا Parliament
  • مجلس سنا The Senate
پارلمان

در حال حاضر از ۳۰۸ نماینده تشکیل شده است که هر یک نماینده منطقه خاصی از کانادا تلقی می شوند. به این مناطق در اصطلاح Constituencies یا Ridings می گویند. حزبی که بیشترین نماینده را در مجلس داشته باشد، حزب حاکم محسوب می شود. برای تصویب قوانین مجلس لازم است بیش از ۵۰ درصد نمایندگان به آن رای مثبت دهند (یعنی حداقل ۱۵۵ نماینده از ۳۰۸ نماینده). اگر دولت حداقل ۱۵۵ نماینده در مجلس داشته باشد، آن وقت دولت اکثریت Majority Government است و مشکلی با تصویب قوانین ندارد چون معمولا همه اعضای حزب حاکم به لوایح دولت رای موافق می دهند. اگر این چنین نباشد، دولت اقلیت  Minority Government خوانده می شود و برای تصویب قوانین نیازمند حمایت نمایندگانی از احزاب مخالف است.

اگر دولت لایحه مهمی نظیر لایحه بودجه را به پارلمان ببرد و تصویب نشود، نخست وزیر از فرماندار کل می خواهد دولت را منحل اعلام  کند تا در کشور انتخابات برگزار شود.

مجلس سنا

مجلس سنا در اصل مجلس بالادست Upper House است. این مجلس می تواند قوانین تصویب شده در پارلمان یا مجلس پایین دست Lower House را رد Veto کند. اعضای این مجلس به وسیله نخست وزیر اتنخاب می شوند و معمولا تا سن ۷۵ سالگی در پست خود باقی می مانند. عضویت در مجلس سنا بیشتر نوعی تشریفات برای تشکر از کسانی است که برای سیاست و کشور کانادا زحمت فراوانی کشیده اند Political Patronage. تقریبا هیچ وقت سنا، مصوبات پارلمان را رد نمی کند. گرچه خیلی از سناتورها افراد دلسوز و زحمت کشی هستند، مجلس سنا می تواند برای بعضی ها محل مفت خوری سیاسی باشد.

قوه قضائیه Judicial Branch

وظیفه قوه قضائیه تصمیم گیری در امور قضائی است. بخش اصلی این قوه را دادگاه ها Courts تشکیل می دهند. قدرتمندترین دادگاه در کانادا Supreme Court of Canada یا دادگاه عالی کاناداست. هیچ دادگاهی در کانادا امکان تجدید نظر در تصمیم گیری های این دادگاه را ندارد. این دادگاه از تعداد ۹ قاضی تشکیل شده است. یکی از این نه قاضی Chief Justice یا رئیس این دادگاه است. تمام قاضی های دادگاه عالی به وسیله نخست وزیر تعیین می شوند.

زیردست دادگاه عالی، دادگاه های تجدید نظر استان ها Provincial Courts of Appeal، دادگاه تجدید نظر نظامی Court Martial Appeal Court و دادگاه تجدید نظر فدرال Federal Court of Appeal قرار دارد. زیردست این دادگاه ها هم دادگاه های متعدد دیگری هستند. برای مثال زیردست دادگاه تجدید نظر فدرال، دادگاه مالیات Tax Court و دادگاه فدرال Federal Court Trial Division قرار دارد.

اگر فردی در یک دادگاه بازنده شود، معمولا می تواند از دادگاه بالادست تقاضای تجدید نظر کند و این کار می تواند تا مرحله دادگاه عالی کانادا پیش ببرد. در بعضی موارد قانون حق تجدید نظر را محدود کرده است و برای هر حکمی نمی توان تقاضای تجدید نظر کرد.

حقوق قانونی و کپی رایت

نصب رایگان تولبار “مهاجرت به کانادا”

بالاترین: Balatarin

دنباله

Share

, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

  1. #1 by علی on خرداد ۲۸, ۱۳۸۹ - ۵:۴۹ ق.ظ

    سلام، می خواستم اگه ممکنه به این سوال پاسخ بدید که چطور میشه تو کانادا قاضی(دادرس) شد؟ اصلا یه مهاجر میتونه به این پست برسه یا نه؟ ممنونم

    • #2 by علیرضا پارسای on خرداد ۲۸, ۱۳۸۹ - ۸:۰۷ ق.ظ

      سلام علی آقا

      برای این کار باید درس حقوق بخوانید. خیلی از قاضی های اینجا مهاجر هستند و از این نظر مشکلی نیست. البته خوب باید سخت درس خواند و طرفدار ارزش های کانادایی بود.

      ارادتمند

  2. #3 by محمد از نارمک on آبان ۱۶, ۱۳۸۸ - ۳:۱۱ ب.ظ

    سلام
    ممنون از مطلب جالب و جذابی که نوشته اید . بخصوص در شرایط فعلی که فضای مطالعه روی اصلاح سیستم حاکمیت کشور فراگیر شده است این مقایسه ها خیلی مفید است. موضوعی که من متوجه نشدم نحوه انتخاب نخست وزیر بود و سوال دیگر در مورد حضور شخصیتهای پوشالی است. اینها احتمالا برای شرایط خاص کاربرد دارند اگرنه در نظامهای پیشرفته که برای بهینه سازی مدیریت کمپانی های کوچک کلی ایده پردازی شده بعید است پست های زائد در سطوح بالا وجود داشته باشد

    • #4 by علیرضا پارسای on آبان ۱۶, ۱۳۸۸ - ۳:۵۳ ب.ظ

      سلام محمد خان

      نخست وزیر هم یک نماینده است مثل بقیه نماینده ها. یعنی وی در یک حوزه انتخابی توسط مردم انتخاب می شود و به مجلس می رود. منتها فرق وی با بقیه این است که او در عین حال رهبر حزب حاکم هم است. اعضای این حزب در انتخابات داخلی خودشان این فرد را به عنوان رهبر Leader حزب انتخاب کرده اند.

      به این ترتیب وقتی که یکی از احزاب بیشترین نماینده را در مجلس داشته باشد، حزب حاکم می شود و رهبر آن حزب که خود یکی از نمایندگان مجلس است، نخست وزیر کانادا.

      در مورد شخصیت های پوشالی متاسفانه صحت دارد. وظیفه سنا تایید قوانین مصوبه در پارلمان است ولی نقش سنا در کانادا برعکس آمریکا بیشتر نمایشی است. اعضای سنا هم به وسیله نخست وزیر انتخاب می شوند و مردم نقشی در اتنخاب آنها ندارند.

      در سیاست کانادا نقاط تاریک زیادی وجود دارد. مجلس سنا یکی از آنهاست. منتها خوشبختانه علی رغم این نقاط تاریک در مجموع حرکت کشور در جهت مثبتی بوده است.

      موفق باشید

  3. #5 by یه دوست on آبان ۱۶, ۱۳۸۸ - ۸:۲۲ ق.ظ

    سلام
    شناخت پایه های سیاسی هر کشوری که در آن زندگی می کنیم از نیازهای اساسی هر فرد برای دستیابی یا کمک به دموکراسی است.
    من این پست مهم شما را که می خواندم یاد دوره راهنمایی خودم افتادم که نخست وزیر حذف شد و در کتاب فکر می کنم علوم اجتماعی چندین صفحه از کتاب که مربوط به وظایف نخست وزیر بود برای تحصیل حذف شد که چقدر اون موقع ما خوشحال شده بودیم اما امروز می بینم که واقعا برای مدرن زندگی کردن باید تمام این وظایف را دانست.
    در آخر ممنون از این تنوع مطلب و اطلاع رسانی زیبا
    برقرار باشید
    شاهرخ

    • #6 by علیرضا پارسای on آبان ۱۶, ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۲ ق.ظ

      سلام شاهرخ خان

      متشکر که نظر دادین. همین طور ممنون که نظرتون نسبت به این پست مثبت بود.

      موفق باشین

  4. #7 by آرش on آبان ۱۶, ۱۳۸۸ - ۶:۵۲ ق.ظ

    با تشکر بابت مطالب مفیدتون
    چند ماهی است که دارم سیستم حکومتی کانادا را مطاله می کنم در این سیستم به نظر من مشکلات زیادی هست خصوصا در قوه مجریه و مسایل مربوط به تمامیت ارضی کشور و کبک که سودی بابت عنوانش نمی بینم حداقل تا وقتی که سیتیزن بشم به قول معروف صلاح مملکت خویش خسروان دانند .
    یه مساله ای که هنوز به طور کامل برام روشن نشده اینه که چون نخست وزیر باید از نمایندهای مجلس وزرا را انتخاب کنه احتمال این مسأله که وزرا مسؤل وزارت خانه های بشن که هیچ تخصصی توش ندارن زیاد برای مثال در نمایندگان کسی با تجربه و مدرک مربوط به اقتصاد یا … نباشه این گپ را چطوری حل می کنند ؟

    • #8 by علیرضا پارسای on آبان ۱۶, ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۵ ق.ظ

      سلام آرش خان

      من در مورد مشکلات اساسی نظام سیاسی کانادا با شما کاملا موافقم. به همین خاطر هم هست که نظام سیاسی کانادا را یک نظام صد در صد دموکراتیک نمی شناسیم. متاسفانه حدود اختیارات نخست وزیر بسیار زیاد است و همین مساله در گذشته باعث شده، بعضی نخست وزیران ضربه های اساسی به کانادا بزنند. برای مثال می شود به آقای مالرونی Brian Mulroney اشاره کرد که کانادا را از نظر اقتصادی فلج و از نظر سیاسی تضعیف کرد.

      نمونه دیگر آقای Mackenzie King هستن که گرچه نکات قوت بسیار زیادی داشتن، ظلم فراوانی در حق گروه های اقلیت بخصوص ژاپنی ها و یهودی ها روا داشتن.

      در مورد استقلال سیاسی و استان ها، بخصوص کبک هم که می شود ده ها صفحه مطلب نوشت که اگر بنویسم حوصله خوانندگان سر خواهد رفت. شاید این ها را در بخش انگلیسی بلاگ بنویسم.

      فقط یک نکته را بگویم و آن اینکه علی رغم تمام این اشکالات تا به امروز کانادا راه خود را بخوبی در جامعه جهانی طی کرده. به عبارت دیگر اگرچه این سیستم پر از اشکال است ولی همچنان نسبت به خیلی از سیستم های دیگر موفق تر بوده است. در مورد ضعف وزیران هم چون مجلس بالادست نخست وزیر است، در خیلی از این موارد وی را مجبور به تعویض وزیر و یا حتی انحلال کابینه می کند.

      موفق باشید

Comments are closed.