Posts Tagged نگرانی های مهاجر

قصه من و دلتنگی هام

مدت ها بود می خواستم از دلتنگی هام برات بگم اما می ترسیدم می ترسیدم خیره خیره نگام کنی و بگی ای ناشکر، می ترسیدم بگی یادت رفته برای رفتن و به قول خودت راحت شدن روزشماری می کردی، می ترسیدم نگاه عاقل اندر سفیهی بهم بندازی و بگی خودت خواستی، یا بدتر از همه […]

, , , , ,

No Comments

کانادا از رویا تا واقعیت

از زمان رسیدن نامه مدیکال تا زمانی که پاتو تو خاک کانادا می ذاری انگار تو برزخی، نه اینوری هستی نه اونوری. با این که سال ها منتظر چنین روزی بودی اما انگار نمی تونی رویایی که داره می ره به واقعیت بدل بشه رو باور کنی. خوشحالی اما ته دلت یک کم می لرزه. […]

, , , , ,

No Comments